شهاب الدين احمد سمعانى
171
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
آوردهاند كه ربّ العزّة به داود وحى فرستاد : يا داود ذكرى للذاكرين و جنتى للمطيعين و زيارتى للمشتاقين و انا خاصة للمحبين . يا داود ! ذكر من ذاكران راست ، و بهشت من مطيعان راست ، و زيارت من مشتاقان را ، و من خاصّ عاشقان را . / b 53 / حقّا و حقّا كه حديث عفو و مغفرت در حديث شوق و محبّت فرورفت كه هيچ 53 بر نيامد . آوردهاند كه ممشاد دينورى در نزع بود 54 ، درويشى در پيش ايستاده بود و دعا مىكرد كه بار خدايا بر وى رحمت كن ، بهشت خود او را كرامت كن - ممشاد در وى نگريد و بانگى بر وى زد و گفت : اى غافل سى سال است تا بهشت با طرف و غرف و حور و قصور بر من جلوه مىكنند ، فما اعرتها طرفى 55 ، اكنون كه به سر مشرب حقيقت مىرسم زحمت خود آوردى و مرا بهشت و رحمت مىخواهى . اين حديث در حوصلهء تو نگنجد ، اين را علم باطن گويند ، و اين علم باطن را كه اين مردان - كه انفاس ايشان ترياق مجرّب درد است به آن مخصوصاند - اصلى است در سنّت 56 مصطفى عليه السّلام . قال الشّيخ 57 الامام الزاهد ابو الفضل عبد الله بن احمد النيسابورى فيما اذن لى اخبرنا الشّيخ الفقيه أبو حامد احمد بن جعفر الراذكى الى ان بلغ الأسناد الى حذيفة بن اليمان - رضى الله عنه - فقال سألت رسول الله - صلّى الله عليه و سلّم - عن علم الباطن 58 ، فقال : علم بين اللّه و بين اوليائه لم يطّلع عليه ملك مقرّب و لا احد من خلقه . گفتهء عزيزان است : اسرارنا بكر لم يقبضها و هم واهم . الأسرار فصونوها عن الاغيار . بيت آن را كه ازين معنى بويست غيورست * گويى كه مر او را نه زمان و نه كلامست ور نيز سخن گويد از غيرت معنى * حدّ سخنش در طلل و رسم خيامست ارباب حدائق حقايق و طلّاب شراب قطع علايق از كمال غيرت كه بر جمال معانى عزّت دارند هزار هزار استار صورت ببندند تا بو كه بىزحمت تهمت اغيار ، عروس معانى را به خدر صدر صاحب دردى دردىكشى فرستند صدور الأحرار قبور الأسرار من ليس له سرّ فهو مصرّ . من شأن الأبرار حفظ الأسرار من الأغيار . گاه اين حديث را به زلف و خال ليلى برون دهند ، گاه به شوريدگى حال مجنون ، گاه به سكر ، گاه به صحو ، گاه به فنا ، گاه به بقا ، گاه به وجد ، و گاه به وجود . اين الفاظ و عبارات و حروف ظروف رحيق تحقيق معانى است ، آنكه از زمرهء احباب است مشغول عين شراب